ريچارد ال. دفت سازمان را اينگونه تعريف ميكند: سازمان نهاديست اجتماعي كه داراي هدف باشد و سيستمي كه به سبب داشتن يك ساختار آگاهانه فعاليتهاي خاصي را انجام مي دهد و داراي مرزهايي شناخته شده است.

در طول سالهاي اخير تأثير علوم رفتاري بر مطالعه رفتار انسان در كار موجب شده است كه تئوري سازمان بر تئوري مديريت صرف تسلط يابد. مديريت ديگر به عنوان تنها عامل كنترل کار در سازمانها تلقي نمي شود، بلكه بيشترين قسمت اين نقش بر عهده كاركرد سازمان است. اين وظيفه بايد با در نظر گرفتن توازن متناسب بين فشارهاي متنوع و اغلب متضاد كار در سازمان سازگاري يابد تا تغيير مقاصد سازماني را تعريف و اجرا نمايد.

انديشمندي به نام چارلز هندي در كتاب «درك سازمانها» اين رابطه را بسيار ماهرانه خلاصه نموده است و عنوان مينمايد كه متغيرهاي عمده اي كه مدير بايد با آنها كار كند عبارتنداز: 1)انسانها  2)كار و ساختار  3)سيستمها و دستورالعملها.

البته نميتوان به صورت مجزا به هريك از اين متغيرها پرداخت، بلكه بايد آنها را در چهارچوب محيط، تجزيه و تحليل و ارزيابي نمود و به نظر وي محيط شامل3 جزء است: 1)هدفهاي سازمان  2)تكنولوژي موجود  3)فرهنگ سازمان.

اين 6 عامل باهم در تعامل هستند و تغيير در يكي از آنها باعث تغيير در ساير عوامل خواهد شد.

ابعاد سازمان چيست؟

براي درك بهتر سازمان بايد به ابعاد آن توجه شود كه بيانگر ويژگي هاي دروني يك سازمان هستند. اين ابعاد به همان صورت سازمان را تشريح مي كنند كه شخصيت و ويژگي هاي فيزيكي معرف افراد هستند. ابعاد سازماني به دو گروه تقسيم مي شوند:

الف: ابعاد ساختاري، كه بيانگر ويژگي هاي دروني سازمان هستند و مبنايي را به دست مي آورند كه مي توان بدان وسيله سازمانها را اندازه گيري و با هم مقايسه نمود. شامل تخصصي بودن و داشتن استاندارد، سلسله مراتب، متمركز بودن و ....

ب: ابعاد محتوايي، که معرف كل سازمان هستند مانند اندازه يا بزرگي سازمان، نوع تكنولوژي، هدفها و استراتژي ها، فرهنگ و ... كه بر ابعاد ساختاري اثر ميگذارند. ابعاد محتوايي ميتوانند مبهم باشند زيرا آنها نشان دهنده سازمان و محيطي هستند كه ابعاد ساختاري در درون آن قرار مي گيرند. براي ارزيابي و درك سازمان، توجه به هر دو بعد ساختاري و محتوايي ضروريست.

به قول آلوين تافلر نويسنده بزرگ معاصر، امروز سازمانها به ساختارهايي نيازمندند كه بر ستون محكم ادارت تخصصي استوار باشند و مانند اهرام مصر باشند و از جهتي در برابر تغييرات و پويايي محيطي مانند آويزه هاي كالدر باشند.

تعريف ديگر سازمان :

 سازمان پديده اي اجتماعي به شمار مي آيد که به طور آگاهانه هماهنگ شده و داراي حدود و ثغور نسبتا مشخصي بوده و براي تحقق هدف يا اهدافي براساس يک سلسله مباني دائمي فعاليت مي کند(ص21)

سازمان هنگامي پديد مي آيد که افرادي باشند که :

 1- هدف مشترکي داشته باشند 2- بتوانند با يکديگر ارتباط برقرار کنند3- مايل باشند که براي نيل به هدف همکاري نمايند. بنابراين هدف يا فعاليتي که تحقق آن خارج از توان فردي و مستلزم همکاري افراد انساني باشد نياز به سازمان را به وجود مي آورد.

سازمان عبارت است از هماهنگي معقول عده اي از افراد که براي تحقق هدف مشترکي از طريق تقسيم وظايف و برقراري روابط منظم و منطقي به طور پيوسته فعاليت مي کنند.

    تعريف فوق بر سازمانهاي اسمي دلالت داشته به ويژگي هاي مشترک آنها به شرح زير اشاره مي کند:

    1- سازمانها هدف دارند يعني براي دستيابي به مقاصد معيني به وجود آمده اند.

    2- سازمانها از ترکيب اجتماعي افرادي که به صورت گروهي همکاري مي کنند تشکيل مي شوند .

    3- سازمانها به طور پيوسته و مستمر فعاليت مي کنند.

    4- سازمانها فعاليت هاي خود را از راه تفکيک وظايف از روي برنامه و استفاده از منابع مالي و مادي و دانش و ابزار انجام مي دهد.

    5- سازمانها به عنوان واحدهاي يکپارچه فعاليت هاي منظم کار خود را به طور عقلاني و منطقي هماهنگ و هدايت مي کنند.

 

 

تعریف و ویژگی‌ها

یک سازمان، یک نهاد مستقل است که یک ماموریت خاص دارد و می‌تواند با نیت انتفاعی یا غیرانتفاعی تأسیس شده باشد.

 یک سازمان:

- هدف دارد.

- برای هدفش برنامه دارد.

- استراتژی دارد.

- منابع خود را می‌شناسد و از آنها بهینه و هماهنگ استفاده می‌کند.

- وابسته به اطلاعات است.

 

یک سازمان دارای ویژگی‌های زیر است:

ماموریت یا هدف ویژه‌ای دارد.

برای بقاء به دیگر سازمان‌ها وابسته است.

هیئت حاکمه مستقلی دارد.

از بخش‌های مختلف تشکیل شده است.

دارای ساختاری فیزیکی و منطقی است.

 

نياز به وجود سازمانها

در جاي جاي دنيا در طول زمان مردم براي دستيابي به اهداف مشترك دور هم جمع شده اند. جامعه شناسان سازمانهايي را كه  براي رسيدن به اهداف مشتركشان به وجود آمده اند  را مورد بررسي قرار داده و به اين نتيجه رسيده اند كه نياز به وجود سازمانهايي مانند آموزشگاهها و حمايت از كودكان و ...آنها را به وجود آورده است. انسانها چون به تنهايي قادر به رفع تمامي احتياجات خود نبوده اند سازمانها را براي عهده دار شدن اين قبيل مسيوليتها به وجود آورده اند.

منابع :

1- کتاب مبانی سازمان و مدیریت نوشته ی دکتر علی رضاییان

2 - مبانی سازمان و مدیریت نوشته فیضی

3 - مبانی سازمان و مدیریت نوشته دكتر جمشيد اضغري

4 - اصول و مباني مديريت (مديريت عمومي) نوشته مهدي شريعتمداري

+ نوشته شده توسط نگين ابوالفتحي در یکشنبه بیست و سوم مهر 1391 و ساعت 7:23 |


Powered By
BLOGFA.COM